السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

275

جواهر البلاغة ( فارسى )

و آن دوگونه است : الف - يا نشر در آن به ترتيب طى است ؛ مانند سخن خداى برين : « وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ » « 1 » و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در آن بيارميد و در آن از فزون‌بخشى او بجوييد . فقد جمع بين اللّيل و النّهار ثمّ ذكر السّكون للّيل و ابتغاء الرّزق للنّهار على التّرتيب . خداى متعال شب و روز را جمع كرده است ، سپس به ترتيب ، آرميدن را براى شب و جستجوى رزق را براى روز ذكر كرده است . نجفقلى ميرزا آورده است : لفّ و نشر كه آن را طىّ و نشر هم گويند و آن بر دو قسم است : مرتّب « 2 » و مشوش « 3 » دوبيتى در نصاب الصبيان آورده است : لف و نشر مرتب آن را دان * كه دو لفظ آورند و دو معنى لفظ اول به معنى اول * لفظ ثانى به معنى ثانى « 4 » و مانند سخن او : عيون و أصداغ و فرع و قامة * و خال و وجنات و فرق و مرشف سيوف و ريحان و ليل و بانة * و مسك و ياقوت و صبح و قرقف

--> ( 1 ) - قصص ، 73 ( 2 ) - طى و نشر مرتب در فارسى مانند : و مانند : به روز نبرد آن يل ارجمند * به تيغ و به خنجر به گرز و كمند و مانند : بريد و دريد و شكست و ببست * يلان را سروسينه و پا و دست و مانند : فروشد به ماهى و برشد به ماه * بن نيزه و قبه بارگاه و مانند : ز يك پدر دو پسر نيك و بد عجب نبود * كه از درختى پيدا شده است منبر و دار و مانند : به بوى زلف و رخت مىروند و مىآيند * صبا به غاليه‌سايى و گل به جلوه‌گرى و مانند : چشم و خط و زلف و خال و قدو خدّ يار هست * نرگس و ريحان و سنبل مشك و سرو و ياسمن ( 3 ) - صحيح « مهوش » است همان‌گونه كه قاموس ، حريرى و حجت هاشمى خراسانى تصريح كرده‌اند . نگاه كنيد به مفصل ، ص 92 ( 4 ) - درّه نجفى ، ص 206